أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
674
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ترتيب سختىهاى سفر برداشته شد . اين وضعيت براى چند سال ادامه داشت تا آن كه سلطان عبدالحميد خلع شد و فعاليت تا همين جا متوقف گرديد . بعد از آن حزب اتحاد و ترقّى تلاش كرد كار را ادامه دهد كه توفيقى نيافت . چرا كه سيل تبرّعات ، در گيرودار بحرانهاى سياسى كه آن زمان جهان را فرا گرفت ، متوقف شد . بعد از آن جنگ آغاز شد و شريف حسين احساس كرد كه نيروهاى عثمانى مىتوانند از اين خط آهن استفاده كرده ، تهديدى براى حجاز باشند . به همين دليل به نيروهاى خود كه به شمال حمله كردند ، دستور داد تا اين خط را از بين ببرند تا نيروهاى كمكى عثمانى نتوانند از آنجا نيرو به حجاز منتقل كنند . با پايان يافتن جنگ جهانى ، بسيارى از بخشهاى اين خط از ميان رفته بود و به رغم آن كه مسلمانان توانايى بازسازى آن را داشتند ، اما وضعيت به گونهاى بود كه هر منطقه از مناطقى كه خط از آنها عبور مىكرد ، تحت سيطرهء قدرتى بود . بخشى در اختيار فرانسوىها ، بخشى دست انگليسىها و بخشى هم تحت اختيار شريف حسين . به همين دليل اتفاق نظرى براى بازسازى آن پديد نيامد ، و دولتهاى خارجى هم در اين باره كه يك خط وقفى اسلامى از اراضى تحت تابعيت آنان عبور كند ، موافقت نكردند ؛ چنان كه توجه داشتند كه تجمع مسلمانان در اطراف يك خط آهن در بخش بزرگى از بلاد عربى ، به صرفه و مصلحت آنان نيست . به همين دليل ، تمامى تلاشها براى بازسازى مجدد خط آهن بر باد هوا رفت . بخشى از اين خط كه در منطقهء حجاز ، از پس از عين باقى مانده بود ، توسط شريف حسين اصلاح شد و نخستين قطار در سال 1919 به مدينه رسيد . اما استفادهء مجدد از آن امكانپذير نشد ، چرا كه بازسازىهاى فنى انجام شده كافى نبود . شريف حسين هم پول كافى براى بازسازى و هزينههاى آن نداشت . به همين جهت ، بخش حجازى آن هم بار ديگر تخريب شد . دولتهاى فلسطين ، سوريه و اردن ، بخشهايى را كه در بلادشان بود ، در اختيار گرفتند . « 1 »
--> ( 1 ) . بعد از تلاشهاى نيم قرنه ، دولتهاى عربى دربارهء اصلاح آن توافق كردند و طرح اصلاح آن را در سال 1383 به يك شركت واگذار نمودند .